خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
sara
آرشیو شده ها
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
آذر ۸۸
آبان ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
لینک دوستان
آميتيس . پياده رو
مصطفی.بچه های عاشق
فاطمه . یه دیوونه تنها
سینا . خیانت
کوروش . وفادار دلشکسته
اسکاد . تیمارستان دخترانه
سعید . بگو چرا
تی تی خانومی
ننه گلی . نارگلی
غریبه
مینا . اگه تنهایی بیا تو
بیتا . تنها برای او
ستایش . برای تو ((گلواژه های هستی))
پسر ایرانی . هنوز حرفهای ناگفته دارم گوش کن
پیشی و جوجو:سعید
محمد . تنهای شب گرد
زیگ . رویای آرزوهایم . زاگ
شقایق . پیغام ماهی ها
هادی . غریبستان
شناسنامه من یک دروغ تکراری است
سوفی . باربی
دختری که برای خودش دل داشت
مریم . عشق مریم
سجاد . ساعت صفر
محب آقا رسول الله
حمید . به دنبال زندگی
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
کسی سوالی ندارد از من...
میدانم روزی
مرا از یاد خواهد برد
ومن نیز اورا
اما آیا قلبم هم
اورا نخواهد شناخت
وقتی با موهای سپید ، دستان لرزان وچشمان بی فروغ
باز از من می پرسد:ساعت چند است؟؟؟
آری عشق به همین سادگی است
به سادگی یافتن پاسخ یک سوال
و آیا کسی باز سوالی دارد از من؟؟؟....
پيام هاي ديگران () link شنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٧ - sara
دنیا بهم نمی خورد...
دنیا پر از حوادث گوناگون
دنیا پر از وقایع رنگارنگ
از مرگ،از تولد
از صلح ، از جنگ.
از جشن،از شکست
هرلحظه صد هزار هزار اتفاق هست!
اینآروزی کوچک مانیز
یک رویدادساده است
من خود،درست وراست،نمیدانمش که چیست
یک اشتیاق پاک؟
یکآرمان شیرین؟
یک هاله مقدس؟
یک عشق تابناک؟
از نوع نامکرر (( یک نکته بیش نیست))
در بین صد هزار هزار اتفاق،گم!
دنیا بهم نمی خورد ای مردم!
بعد از هزار مرحله دوری
بعد از هزار سال صبوری!
این یک زیاده خواهی نیست
این نیست یک توقع بیجا!
این نیست یک هوس
این آخرین تضرع یک عاشق است وبس!
باری اگر به سینه دلی دارید
این آرزوی ساده ما را برآورید
مارا به هم ببخشید.
مارا برای هم بگذارید.
در لحظه های مانده به جا،از حیات ما.
مارابه یکدگر بسپارید!
روحش شاد:فریدون مشیری
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٧ - sara
غریب خسته
بر سنگ قبر من بنوسید
خسته بود از اهل زمین نبود
نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید
پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر ، تیشه دسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد مانده بود
این شعر از یه دوست به من تقدیم شده است .با سپاس فراوان از این دوست گرانقدر.برایش سعادت آرزو میکنم ودلی شاد.....
پيام هاي ديگران () link جمعه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٧ - saraاوکه نیست...
میان عکسهای من ،جای یک نفر خالیست
جای آنکس که هرگز برنخواهد گشت
دستهایش نوازشم نخواهند کرد
وچشمانش مرا نخواهند دید
میان خاطرات من صدای کسی را،
با سکوت ،هجی کرده اند
صدای آنکس که لبخندش را نخواهم دید
کسی که از او دوستت دارم نخواهم شنید
میان لحظه های من
جای پرستویی که بازمی گردد خالیست
جای قصه ای که خوانده خواهد شد خالیست
جای یک ترانه عاشقانه شاد
جای تمنا برای بودن وماندن
جای دلم خالیست
دلی که عاشق نخواهد شد
دلی که امیدی نخواهد داشت
جای تمام لذت ها
جای تمام بهارها
جای آسمانی صاف
جای فصلی که با تو شروع شود خالیست
میان شعرهایی که نخواهی خواند
میان نامه هایی که پست نخواهند شد
میان یک قرار ملاقات
میان کوچه هایی که انتهایش معلوم نیست
آه میان تنهایی من
میان روزهایی که بی تو خواهند گذشت
جای یکنفرخالیست
جای کسی که خاطره شد
جای کسی که برنخواهد گشت
جای کسی که همیشه دوستش خواهم داشت
جای دلی که عاشقانه ،تنها مرد
جای بهترین یادگار روزگار من
پيام هاي ديگران () link جمعه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٧ - sara
یک نفر هست
مهربانم،ای خوب من یاد قلبت باشد،یک نفر هست که اینجا
بین آدمهایی که همه سرد وغریبند با تو
تک وتنها به تو می اندیشد
وکمی دلش از دوری تو دلگیر است
مهربانم ای خوب
یاد قلبت باشد یک نفر هست که چشمش
به رهت دوخته بر در مانده
وشب وروز دعایش این است
زیر این سقف بلند هر کجایی هستی به سلامت باشی
ودلت همواره محو شادی وتبسم باشد
به امید دیدار

پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٧ - sara
مسافر تنهایی

هرروزصبح به انتظار می نشینیم تا اتوبوسی از راه برسد ومارا با خود ببرد
غافل ازاینکه هرروز خواب میمانیم و اتوبوس
با تکان دست دخترک بازیگوشی از کنارمان می گذرد....
حالا سالهاست که پسرزمان پیرشده است ولی
هنوزدخترک دستی تکان می دهد
برای او که هرگز نفهمید این سالها چه زود گذشت
حالا ،دخترک بزرگ شده است
دختری که دیگر بازیگوشی بلد نیست
افسرده درتنگنای زندگی
دستی تکان می دهد
برای کسی که همیشه خواب بوده است
برای اوکه نفهمید عشق چیست
برای پسر زمان.

کاش انسانها بیشتر به هم توجه می کردند ویادشان نمی رفت که شاید کسی دراین
نزدیکی ها دل به آنها بسته است.همدیگررا دریابیم.
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٦ فروردین ،۱۳۸٧ - sara
مرا دریاب پیش از آنکه دیر شود....
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند لحظه ایست روییدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم توباد.

پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٤ فروردین ،۱۳۸٧ - sara

